تبلیغات
قلم های تاول زده - لرزشها

قلم های تاول زده

در جستجوی حال منی رفیق !!؟؟ شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش ؛ ما را برای سوز و گداز افریده اند

بادها دلتنگ اند
دستها بیهوده ، چشمها بیرنگ اند
دوستم داشته باش ، شهرها می لرزند
برگها می سوزند ، یادها می گندند
باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز
آشتی کن با رنگ ، عشق بازی با ساز
 عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه کوتاه .....
دوستت خواهم داشت ، بیشتر از باران
گرمتر از لبخند ، داغ چون تابستان
دوستت خواهم داشت ، شادتر خواهم شد
ناب تر ، روشن تر
دوستم داشته باش ... برگ را باور کن
آفتابی تر شو ، باغ را از بر کن
دوستم داشته باش
عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه کوتاه
           دوستت دارم ها ، آه ، چه کوتاه
                       دوستت دارم ها ، آه ، چه کوتاه
خواب دیدم در خواب ، آب ، آبی تر بود
روز ، پر سوز نبود ، زخم شرم آور بود
خواب دیدم در تو ، رود از تب می سوخت
نور گیسو می بافت ، باغچه گل می دوخت
دوستم داشته باش
عطرها در راهند
دوستت دارم ها 
 

نوشته شده در یکشنبه 23 مهر 1391 ساعت 04:33 ب.ظ توسط . . نظرات |


قالب برای بلاگ