تبلیغات
قلم های تاول زده - فریب..انسانم آرزوست...آشتی من و تنهاییم

قلم های تاول زده

در جستجوی حال منی رفیق !!؟؟ شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش ؛ ما را برای سوز و گداز افریده اند

آدمیت در حال انقراضه

امروز من خاکستر نشین احساسی شدم که پاک بود اما به 
هرز گرفته شد

راستی من کجای دنیا بودم ؟ 

آهای آدمها ، کسی مرا یادش هست ؟

اگر هست تو را به خدا یکی بیاید و در این دقایق پر از تنهایی به من بگوید که مرا 

دوست داشته است !!!

امروز قلبم رو بهمراه احساسم کفن کردم و به گور سپردم امن تر از گور جایی 

پیدا نکردم چون میدونم اون بهم خیانت نمیکنه 

از امشب دوباره با تنها و بهترین دوستم همراه میشم باید دلش رو بدست بیارم 

چون براش رفیق نیمه راه بودم  کار سختیه شرمندشم  اون با وفادارترین کسی 

هست که در تمام عمرم شناختم و از دروغ و خیانت و زخم زدن بدور ؛ امشب

باز با اون شراب خوردم و خودم رو سخت در آغوشش جای دادم براش قسم 

خوردم هیچ وقت تنهاش نذارم و اون میدونه وقتی شراب میخورم روی قسمم 

میمونم... امشب من و بهترین همدم سالهای جوونیم دوباره با هم آشتی

کردیم , من و تنهایی.... این یار پاک و با صداقت و وفادار رفیق سختیها و 

ناخوشیهام..تنهایی  دوست با محبت و عاری از ریا و دروغگویی....امشب من با 

تنهاییم شراب خوردم و لب بر لبانش گذاشتم و این شیرینترین بوسه عمرم بود 

..بوسه آشتی من و تنهایی عزیزم... بی وفایی کردم بهش و مدتی ازش دور 

شدم اما میبینم نمیشه با اونی که با اونیکه برات تقدیر زده شده کنار نیایی... 

تنهایی بهت قول میدم تا وقتی نفس 

میکشم ترکت نکنم و بهت وفادار باشم .. دنیای آدمها فریبه و پراز نیرنگ .. تو  رو 

به خاطر صداقتت و وفاداریت میپرستم ..دیگه هیچ وقت تنهات نمیذارم .. من و

تو باز هم مونس شب و روز هم خواهیم بود تا عمر بسر بیاد و با قلبم و 

احساسم که امروز در گور به امانت سپردم یک جا دفن بشیم..بهت قول 

میدم..دوستت دارم تنهایی عزیزم ای مونس و یار همیشگی و غمخوارم

نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور 1391 ساعت 02:34 ق.ظ توسط . . نظرات |


قالب برای بلاگ