تبلیغات
قلم های تاول زده - جاده و انتظار

قلم های تاول زده

در جستجوی حال منی رفیق !!؟؟ شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش ؛ ما را برای سوز و گداز افریده اند

جاده ها هم به دلم می خندند

به من منتظر چشم به راه

كه هنوز

منتظرم برگردی

پیچ این جاده

جایی كه به امید تو

چشمان ترم را به نخ محكم عشق

دوخته ام هم

به خدا

خنده ی تلخ

همین جاده است

تو مرا خسته و پیر

مانده در قلب كویر

با دلی از همه سیر

پشت سر

چشم به راهت

بنشاندی و رهایم كردی

بعد از آن

غربت و درد

همدمم بوده وهست

نه غباری

نه گذاری

نه دگر قافله و

فكر دیاری

من و این جاده ماندیم و

فقط وقت غروب

چشم خورشید كه از شب خون بود

به من و جاده ی خسته

دگر می پیوست


نوشته شده در سه شنبه 16 خرداد 1391 ساعت 12:29 ق.ظ توسط . . نظرات |


قالب برای بلاگ