تبلیغات
قلم های تاول زده - هیچ

قلم های تاول زده

در جستجوی حال منی رفیق !!؟؟ شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش ؛ ما را برای سوز و گداز افریده اند

و باز، شبی هیچ

فرا رسید از پسِ روزی هیچ

و من ناگزیر

سر بر بالین هیچ نهادم

با دستانی سرد

و غمی

به وسعت تنهایی یک زن

احساسِ هجومِ سردِ غم

بر جسم و روحم

و باز هم، سایه گسترد

شبی دیگر و دردی دیگر

دردی از جنسِ بلوغِ دیررس ذهن یک کودک

از جنس آرزوهای محال

از جنس بودنها و ندیدنها

دیدنها و نشنیدنها شنیدنها و نفهمیدنها

فهمیدنها و ترسیدنها

دردی از جنس ترس

ترسی خفته در چهره ی یک زن

دردی از جنس نداشتنها

نرسیدنها و

سکوت

دردی از جنس سکوت سنگین یک نگاه

نگاهی بی تفاوت، نگاهی کبود، نگاهی سرد

امشب

شبی با هیچ شبی با درد

شبی با ترس

شبی با سکوت

شبی با من

و من، در شبی اینچنین

سر بر بالین هیچ نهادم


نوشته شده در دوشنبه 15 خرداد 1391 ساعت 11:34 ب.ظ توسط . . نظرات |


قالب برای بلاگ