تبلیغات
قلم های تاول زده - بهشت خیالی

قلم های تاول زده

در جستجوی حال منی رفیق !!؟؟ شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش ؛ ما را برای سوز و گداز افریده اند




در فلسفه و جهان بینی خیام بهشت و جهنم در خارج از این دنیا 

جایی ندارند و یا اگر وجود دارند در ادامه رفتار آدمی در این دنیا 

هستند. 

خیام ترجیح می دهد هر آنچه مذهبیون در دنیای دیگر وعده می 

دهند در همین دنیا تجربه کند و به عقیده او کسی که در این دنیا

از لذت ها لذت ببرد و با شادی ها شاد باشد در واقع در بهشت

است. وکسی که زندگی را بر خود سخت بگیرد و بر خود ریاضت

های غیر عقلانی تحمیل کند در واقع در جهنمی خواهد بود که

خود ساخته است.

هر کس که در این دنیا بتواند شاد زندگی کند و از زندگیش لذت 

ببرد بطور حتم اگر بعد از مرگش دنیایی باشد در بهشت خواهد

بودزیرا کسی که زندگی شادی داشته باشد به طور طبیعی نه 

به کسی ظلم می کند و نه تفکرات منفی نسبت به دیگران دارد 

پس دنیا و آخرتش برای او بهشت خواهد بود.

بنابراین نبایدزندگی را به خود سخت گرفت و به خود وعده 

فردایی بهتر داد. 


مطالبی بسیار جالب و خواندنی درباره

گردون نگری ز قد قرسوده ماست

جیحون اثری ز اشک پالوده ماست

دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست

فردوس دمی ز وقت آسوده ماست

**************

در فصل بهار اگر بتی حور سرشت

یک ساغر می دهد مرا بر لب کشت

هر چند به نزد عامه این باشد زشت

سگ به ز من است اگر برم نام بهشت

*************

گویند کسان بهشت با حور خوش است

من می گویم که آب انگور خوش است

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار

کاواز دهل شنیدن از دور خوش است

*************

من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت

از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت

جامی و بتی و بربطی بر لب کشت

این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت

**************

در دهر چو آواز گل تازه دهند

فرمای بتا که می باندازه دهند

از حور و قصور و ز بهشت و دوزخ

فارغ بنشین که آن هر اوازه دهند

**************

گویند بهشت و حور و عین خواهد بود

آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود

گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک

چون عاقبت کار چنین خواهد بود

**************


گویند بهشت و حور و کوثر باشد

جوی می و شیر و شهد و شکر باشد

پر کن قدح باده و به دستم نه

نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد

**************

ای دل تو باسرار معما نرسی

در نکته زیرکان دانا نرسی

این جا به می لعل بهشتی میساز

کانجا که بهشت است رسی یا نرسی

**************

چندانکه نگاه می کنم هر سویی

در باغ روان است ز کوثر جویی

صحرا چو بهشت است ز کوثر کم گوی

بنشین به بهشت با بهشتی رویی




در ۴۹ سال گذشته من همواره با احتمال وقوع یک مرگ زودرس زندگی 

کرده ام. من از مرگ نمی ترسم ولی عجله ای هم برای مردن ندارم. از 

نظر من مغز مثل کامپیوتری است که با از کار افتادن قطعات آن از 

حرکت باز خواهد ایستاد. چیزی به عنوان بهشت و یا حیات پس از مرگ 

وجود ندارد. این یک داستان افسانه ای برای کسانی است که از تاریکی 

مرگ می هراسند.

بهشت وجود ندارد، بهشت یک افسانه است

استیون هاوکینگ


نوشته شده در دوشنبه 15 خرداد 1391 ساعت 08:08 ب.ظ توسط . . نظرات |


قالب برای بلاگ