تبلیغات
قلم های تاول زده - طلوع

قلم های تاول زده

در جستجوی حال منی رفیق !!؟؟ شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش ؛ ما را برای سوز و گداز افریده اند

من درد در رگانم 
حسرت در استخوانم 
چیزی نظیر آتش در جانم پیچید 
من از سرزمین سوخته مینویسم و از خاکسترها خبر می آورم و از حرف های ناگفته ای که روی دلم سنگینی میکند. دیگر از آفتاب چیزی نمیگویم و از خورشیدی که سالهاست غروب کرده... من به ابرهای سنگین آسمان عادت کرده ام و به روزهایی که زندگی نمیکنم بلکه تحمل میکنم تا به شب برسد و در اتاق کوچک و تاریکم به تو میاندیشم  آمدنت در روزهای من طلوع خورشیدی بود به زندگی تاریک من

نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین 1391 ساعت 02:36 ب.ظ توسط . . نظرات |


قالب برای بلاگ