تبلیغات
قلم های تاول زده - بیهوده

قلم های تاول زده

در جستجوی حال منی رفیق !!؟؟ شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش ؛ ما را برای سوز و گداز افریده اند



و امروز روزی است که باید
به سایه سار درختان خشک پناه بریم
نه به عشق فکر کن.نه به زندگی و نه به مرگ
که دیگر درختان عشق و مرگ و زندگی را
امیدی به سایه نیست
به یک چیز فکر کن...به فرار
اینجا را ماندن بیهوده که هست هیچ...کشنده هست
سال هاست اینجا باد نمی آید..
سال هاست اینجا دریا طوفانی است..
به دریا نگاه کن
آن ها ماهی نیستند
آن ها اجساد شناور من و تو هستند
به ذهنت فشار نیار...در گذشته به دنبال چه میگردی؟؟
به دنبال یک اتفاق؟؟ به دنبال یک لحظه برای مردن؟؟
ساعت را نگاه کن..ببین چه راحت مرده است
لحظه ها خیلی زودتر از من و تو مرده اند
در شهر مردگان چیزی نصیبت نمی شود...نگرد
باورکن
تو مرده ای...مرده ای بدون تابوت و کفن
برای که دست تکان می دهی؟؟
از که کمک می خوهی؟؟
اینجا خدا هم مرده است




نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین 1392 ساعت 10:38 ب.ظ توسط . . نظرات |


قالب برای بلاگ