تبلیغات
قلم های تاول زده - مرگ عشق

قلم های تاول زده

در جستجوی حال منی رفیق !!؟؟ شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش ؛ ما را برای سوز و گداز افریده اند



امروزداغدارم و در عزای مرگ عشق نشستم 
من فقط یک قلب ملتهب میشوم که نه میبینم
نه حرف میزنم و نه میشنوم و نه راه میروم
من تماما میشوم یک قلب خونین و ملتهب
یک قلب دلتنگ که خون گریه میکند
اینقدر اشک هایم تلخ شده که دلم میخواهد تا ابد الدهر گوشه عذلت دنیا بنشینم
این اشک ها اختیارشان دست من نیست
من از آغاز با تو قدم برداشتم
مرا به اوج بردی... حالا شدم بار اضافی
ازین اوج رها شوم دیگرحتی مزار هم نخواهم داشت



ما سرخوشان مست دل از دست داده‌ایم
همراز عشق و هم نفس جام باده‌ایم
بر ما بسی كمان ملامت كشیده‌اند
تا كار خود ز ابرو جانان گشاده‌ایم
ای گل تو دوش داغ صبوحی كشیده‌ای
ما آن شقایقیم كه با داغ زاده‌ایم
پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد
گو باده صاف كن كه به عذر ایستاده‌ایم
كار از تو می‌رود مددی ای دلیل راه
كانصاف می‌دهیم و ز راه اوفتاده‌ایم
چون لاله می مبین و قدح در میان كار
این داغ بین كه بر دل خونین نهاده‌ایم
گفتی كه حافظ این همه رنگ و خیال چیست
نقش غلط مبین كه همان لوح ساده‌ایم
                                                        


نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردین 1392 ساعت 11:03 ق.ظ توسط . . نظرات |


قالب برای بلاگ